ماده 21 ـ ازدواج با مرد یا زن مسیحی که قبلاً ازدواج کرده و طبق تصمیم کلیسا، مقصر یا گناهکار شناخته شده و طلاق داده شده، جایز نیست (مگر با اجازه همان کلیسا). ولی ازدواج با مرد یا زن مطلقه که بدون تقصیر و گناه تلقی گردیده، بلامانع می باشد.
«چنانچه کسی که از ازدواج محروم شده مخالف نظر کلیسا باشد، می تواند به طرفیت کلیسا دادخواست به دادگاه خانواده بمنظور اجازه ازدواج تقدیم نماید».
مادههای قوانین
دسته: مدنی و دادرسی مدنی ، قانون: مقررات احوال شخصيه مسيحيان پروتستان ايران مصوب 1387/07/03
ماده 144 ـ وظیفه نُظار، نظارت در کارهای قیّم و گزارش تخلفات احتمالی قیّم می باشد، و حق مداخله در امر قیمومت را ندارند.
ماده 215 ـ اگر موصی له صغیر یا محجور باشد، رد یا قبول وصیت، با پدر یا مادر یا وصی یا قیّم او خواهد بود.
ماده 269 ـ در صورتی که قتل عمدی مورث، به حکم قانون یا در حال دفاع از جان شخص وارث ارتکاب یافته باشد، وارث از ارث محروم نخواهد شد.
ماده 22 ـ نظر به اهمیت ازدواج و لزوم حفظ و ثبات خانواده مسیحی که کانون پرورش و تربیت فرزندان می باشد، شایسته است که هر فرد مسیحی با پسر یا دختر مسیحی (از جنس مخالف) ازدواج کند؛ بنابراین ازدواج با زن یا مرد غیرمسیحی، مجاز نمی باشد.
ماده 145 ـ در تعیین قیّم و ناظر، اولویت با مسیحی ها است.
ماده 216 ـ ورثه موصی قبل از اعلام رد یا قبول موصی له یا موصی لهم، حق تصرف یا تملک مال مورد وصیت را ندارند، و اگر موصی لهم بنا به عللی از اعلام رد یا قبولی وصیت خودداری نمایند، دادگاه به آنها دستور خواهد داد که ظرف مدت یک ماه از تاریخ قرائت وصیت نامه یا اطلاع از مفاد وصیت نامه، رد یا قبولی خود را اعلام نمایند. در صورت انقضاء مهلت مزبور، عدم رد یا قبولی وصیت، در حکم قبول آن خواهد بود.
ماده 270 ـ فرزندان یا وارثین اشخاصی که به موجب دو ماده فوق از ارث ممنوع می شوند، از ارث مورث خود محروم نمی شوند. بنابراین، فرزندان کسی که پدر یا مورث خود را کشته باشد، از ارث جد یا مورث پدر یا مادرشان ارث خواهند برد، مشروط بر این که وارث نزدیک تری موجب محرومیت آنها از ارث نشود.
ماده 23 ـ ازدواج باید با رضایت کامل و اراده مستقل مرد و زن، و رعایت مواد قانونی و قواعد و عادات کلیسایی انجام گیرد.
ماده 146 ـ مصلحت ایجاب می نماید که برای رسیدگی به کارهای شخصی، اداری و حقوقی مسیحیان لال یا کر یا نابینای عضو کلیساهای پروتستان ایران هم از طرف کلیسا یا کمیتة کلیسایی، شخصی به سمت امین تعیین و در صورت لزوم به دادگاه معرفی شود.
ماده 217 ـ اگر ذی نفع در وصیت، فقط یک نفر باشد، در این صورت موصی له واحد می تواند وصیت را نسبت به قسمتی از مال مورد وصیت، قبول کند. در این مورد، وصیت نسبت به قسمتی از موصی به که مورد قبول قرار گرفته، نافذ و لازم الاجرا خواهدبود.
فصل پنجم ـ قبول یا رد ترکه
ماده 271 ـ وارثین، حق تصرف ترکه و سهم الارث خود را ندارند، مگر اینکه حقوق و دیونی را که به ترکه تعلق گرفته، پرداخت کرده باشند.
ماده 24 ـ ازدواجی که تحت شرایط زیر صورت گرفته باشد، غیرنافذ است:
1) اجبار مرد یا زن توسط پدر یا مادر یا وصی یا قیّم یا دیگران.
2) تقلّب یا تهدید یا تدلیس، از ناحیه هر کس که باشد.
3) اکراه و عدم رضایت هر یک از زوجین.
«تبصره ـ ذینفـع می تواند با مراجعه به دادگاه تقـاضای فسخ ازدواج را مطرح سازد.»
ماده 147 ـ وظایف قیّم، سرپرستی و نظارت در تربیت و تحصیل و مواظبت از شخص یا اشخاص تحت قیمومت خود، حفظ سلامت جسمانی و روانی، پرداخت هزینه های زندگی در حدود بودجه مصوب دادگاه، تأمین نیازمندی ها، حفظ اموال و حقوق مالی شخص یا اشخاص تحت قیمومت خود می باشد. قیّم، نماینده قانونی مولی علیه شناخته می شود.
ماده 218 ـ در صورت تعدّد موصی لهم، اگر بعضی از آنها وصیت را قبول و بعضی دیگر وصیت را رد نمایند، وصیت نسبت به افرادی که آن را قبول کرده اند، نافذ و معتبر خواهد بود. در مورد این ماده و ماده فوق، قسمتی از مال مورد وصیت (موصی به) که مورد قبول قرار نگرفته، تابع قانون ارث خواهد بود.
ماده 272 ـ حقوق و بدهی ها و هزینه هایی که به ماترک متوفی تعلق گرفته و قبل از تقسیم ترکه باید پرداخت گردد، به شرح زیر می باشد:
1) هزینه کفن و دفن و مجلس ختم متوفی در حدود متعارف.
2) پرداخت طلب اشخاصی که اموال متوفی در رهن آنها می باشد.
3) پرداخت بدهی های مسلم و مستند و انکارناپذیر متوفی.
4) انجام مفاد وصیّت نامه متوفی.
فصل سوم ـ موارد صدور گواهی عدم امکان سازش
ماده 100 ـ در صورت احراز و اثبات موارد زیر، دادگاه می تواند گواهی عدم امکان سازش و طلاق را پس از گواهی کلیسا صادر کند:
1) خیانت در زناشویی (زنای زن یا شوهر)؛ 2) ترک انفاق؛ 3) ترک خانه و زندگی خانوادگی و غیبت طولانی زن یا شوهر؛ 4) خشونت و بدرفتاری هر یک از زوجین؛ 5) بیماری های مسری و غیرقابل درمان یا بیماری مقاربتی زن یا شوهر؛ 6) جنون هر یک از زوجین؛ 7) اعتیادهای مضر زن یا شوهر؛ 8) مفقودالاثر شدن زن یا شوهر؛ 9) زندانی شدن یا تبعید زن یا شوهر به پنج سال زندان یا بیشتر، در اثر صدور حکم قطعی دادگاه.
ماده 148 ـ پس از صدور حکم و قیّم نامه، قیّم باید صورت مشروحی از اموال منقول و غیرمنقول و موجودی های شخص یا اشخاص تحت قیمومت خود در حساب های جاری، سپرده های بلند مدت، کوتاه مدت و قرض الحسنه در بانک ها، برگ های بهادار، مطالبات و بدهی های مولی علیه در سه نسخه تهیه، یک نسخه را به کلیسا و نسخه دوم را تقدیم دادستان نماید و نسخه سوم را نزد خود نگاه دارد.
فصل سوم ـ وصی
ماده 219 ـ فقط پدر، مادر و جدپدری حق دارند برای صغیر، وصی معین کنند. بدین ترتیب، اگر پدر فوت کند یا محجور شود، مادر وصی را تعیین خواهد کرد، و در صورت فوت یا محجور شدن یا ازدواج مجدد مادر، جدپدری عهده دار تعیین وصی خواهد شد.
ماده 273 ـ وارثین متوفی می توانند ترکه را قبول کرده و بدهی های موّرث خود را پرداخت نمایند، و یا ترکه را رد کنند تا به بستانکاران داده شود. همچنین می توانند اعلام قبول یا رد ترکه را منوط و موکول به تحریر ترکه کنند.
ماده 26 ـ قبل از انجام مراسم ازدواج، عاقد باید دقت نماید که کلیه شرایط مصرح در مواد فوق، مراعات شده و تمامی مدارک لازم، تهیه و تسلیم کلیسا و دفتر رسمی ازدواج شده باشد.
ماده 149 ـ قیّم باید هر سال گزارش مشروحی در خصوص وظایف انجام شده، درآمدها، هزینه ها و وضع کلی افراد تحت قیمومت خود را تقدیم کلیسا و دادستان نماید.
ماده 220 ـ در صورت فوت یا محجور شدن پدر و مادر و جدپدری، هیچ مقام دیگری حق تعیین وصی را نخواهد داشت. در چنین موردی، کلیسا شخص مسیحی امین و صالحی را به سمت قیّم صغار یا محجورین منصوب، و برای صدور حکم قیّمومت به دادستان معرفی خواهد کرد.
ماده 274 ـ در صورتی که ورّاث، ترکه را قبول نمایند، هر یک به نسبت سهم خود، مسئول پرداخت بدهی های متوفی خواهد بود. هرگاه ثابت شود که بدهی های متوفی بیشتر از ترکه بوده و ترکه برای پرداخت تمام بدهی های متوفی کافی نیست، وارثین نسبت به مازاد ترکه و بدهی های اضافی متوفی، مسئولیتی نخواهند داشت.
ماده 27 ـ پس از انجام مراسم ازدواج، باید نام و مشخصات زن و شوهر و شروط ازدواج، در دفتر مخصوص کلیسا و دفتر رسمی ازدواج کلیسا، طبق قوانین و مقررات کشور به ثبت برسد.
ماده 150 ـ قیّم حق ندارد اموال منقول و یا غیرمنقول اشخاص تحت قیمومت خود را شخصاً خریداری یا اموال خود را به آنان بفروشد.
ماده 221 ـ وصی مکلف است پس از اطلاع از تعیین و نصب خود به سمت وصایت، رد یا قبول خود را کتباً اعلام نماید. در صورت قبول وصایت در زمان زنده بودن موصی، حق ندارد پس از مرگ موصی بدون عذر موجه استعفاء و از انجام این تکلیف مهم خانوادگی و اجتماعی خودداری نماید.
ماده 275 ـ ورّاثی که بخواهند ترکه را رد کنند، باید عدم قبولی خود و ردّ ترکه را در مدت دو ماه از تاریخ اطلاع از فوت موّرث یا تحریر ترکه، کتباً به دادگاه و کلیسا اعلام نمایند.
ماده 28 ـ سردفتر ازدواج کلیسایی مکلف است پس از انجام تشریفات قانونی، سند ازدواج یا عقدنامه را در دو نسخه تهیه کرده و یک نسخه از عقدنامه را به شوهر و نسخه دیگر را به زن تحویل دهد.
ماده 151 ـ قیّم حق فروش یا انتقال اموال غیرمنقول اشخاص تحت قیمومت خود را ندارد، مگر با اجازه دادستان.
ماده 222 ـ هرگاه پس از مرگ موصی، وصی از اجرای مفاد وصیت نامه خودداری نماید، یا به سبب عدم شایستگی یا غفلت، قادر به انجام وظیفه نباشد، کلیسا می تواند طبق درخواست افراد ذی نفع، پس از رسیدگی و انجام تحقیقات لازم و اثبات قصور یا تقصیر، وصی قاصر یا مقصر را عزل، و شخص امین و مورد اعتمادی را به جای او منصوب نماید. چنانچه وصی به عزل خود اعتراض داشته باشد، می تواند به دادگاه مراجعه کند.
ماده 276 ـ ردّ ترکه نباید مشروط و معلّق باشد. اگر رد ترکه ظرف مدت معین از طرف دادگاه یا کلیسا، اعلام نشود، در حکم قبول ترکه خواهدبود.
ماده 29 ـ در صورتی که زن یا مرد یا هر دو، کر و یا لال باشند، ایماء و اشاره یا اظهارات غیرلفظی که به طور صریح و واضح، که به تأیید کارشناس برسد، مؤید قصد و رضای آنها در امر ازدواج باشد، برای انجام مراسم عقد کافی خواهد بود.
ماده 152 ـ قیّم می تواند از کلیسا و دادستان درخواست کند که بابت انجام وظیفه قیمومت، به او حقوق ماهانه یا پاداش سالانه پرداخت گردد. پس از دریافت درخواست قیّم، دادستان موضوع را مورد رسیدگی قرار داده، با توجه به کیفیت و کمیت و بهای اموال و منافع و درآمد مُوَلی علیه، مبلغ حقوق ماهانه یا پاداش سالانه را تعیین و به کلیسا و قیّم ابلاغ خواهد کرد.
ماده 223 ـ در صورت محجور شدن یا استعفاء یا اثبات خیانت یا فوت وصی منفرد، کلیسا مکلف است شخص مسیحی امین و صالحی را به سمت قیّم محجورین به دادسرا معرفی نماید تا از طریق دادسرا، دادگاه حکم قیّمومت قیّم مسیحی را صادر نماید.
فصل ششم ـ سهم الارث ورّاث طبقات اول و دوم و سوم
ماده 277 ـ در بین ورّاث طبقه اول، فرزندان ابَوِینی (یعنی فرزندانی که از یک پدر و یک مادر هستند) هم از پدر هم از مادرشان ارث می برند، ولی فرزندان اَبی (یعنی فرزندانی که از یک پدر می باشند) فقط از پدرشان ارث می برند، و فرزندان اُمی (یعنی فرزندانی که از یک مادر هستند) فقط وارث مادرشان شناخته می شوند. در تمام موارد، ترکه بین پسران و دختران متوفی، متساویاً تقسیم خواهد گردید.
ماده 30 ـ در صورت کر و یا لال و یا کور بودن زن و یا مرد، باید هویت زن و مرد محرز و مسلم باشد، به ترتیبی که هیچ یک از آنها نسبت به هویت و شخص طرف مقابل شک و شبهه یا تردید نداشته باشد.
ماده 153 ـ اگر مادر یا زن مجردی که به سمت قیّم منصوب شده، ازدواج کند، باید ظرف یک ماه از تاریخ ازدواج، موضوع را به کلیسا و دادستان اطلاع دهد. در این مورد، با توجه به اوضاع و احوال جدید، کلیسا می تواند پیشنهاد عزل قیّم یا تعیین ناظر را برای نظارت در امر قیمومت از طریق دادستان تقدیم دادگاه شود.
ماده 224 ـ وصی نسبت به اموال و دارایی که به موجب وصیت در اختیار و تصرف او قرار گرفته، در حکم امین است، و ضامن تلف یا خسارت احتمالی نمی باشد؛ مگر در صورت تجاوز از حدود اختیارات یا غفلت در حفظ اموال و حقوق مادی و معنوی مولی علیه، که در این صورت باید خسارات وارده را جبران نماید.
ماده 278 ـ اگر شخص مجرّدی فوت کند و قبلاً هم ازدواج نکرده و زن و فرزندی نداشته باشد، پدر و مادر او وارث او خواهند بود و ماترک متوفی متساویاً بین والدین او تقسیم خواهد شد. اگر پدر یا مادر فرزند مجرّد قبل از او فوت کرده باشد، نصف ترکه نصیب پدر یا مادر زنده شده و نصف بقیه بین برادران و خواهران متوفی متساویاً تقسیم خواهد گردید.
