ArtilawARTILAWاکوسیستم جامع عدالت دیجیتال
۰۲۱ - ۲۸۴۲۹۳۵۰ info@artilaw.ir شنبه تا پنجشنبه ۹ تا ۱۸ — AI همیشه آنلاین
ARTILAWComprehensive Digital Justice Ecosystem

اکوسیستم جامع عدالت دیجیتال · تهران

ARTILAWComprehensive Digital Justice Ecosystem
ماده‌های قوانین
دسته: مدنی و دادرسی مدنی ، قانون: مقررات احوال شخصيه مسيحيان پروتستان ايران مصوب 1387/07/03
فهرست بخش‌ها
باب دوم ـ ازدواج فصل اول …
باب دوم ـ ازدواج فصل اول ـ شرایط لازم برای ازدواج ماده 11 ـ نامزدها مکلفند قبل از انجام مراسم ازدواج، گواهی صحت مزاج و عدم اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی و جنون را که به وسیله پزشک مورد اعتماد کلیسا صادر شده باشد، ارائه نمایند. عقد ازدواج پس از تسلیم گواهی فوق میسر خواهد بود.
ماده 134
ماده 134 ـ پدر نسبت به فرزندان خود ولایت قهری دارد. منظور از ولایت قهری، سرپرستی و مواظبت از فرزندان، نظارت در تربیت و تحصیل، تهیه محل سکونت و پرداختن هزینه‌ های زندگی و تحصیلی و حفظ اموال و حقوق مالی فرزندان می ‌باشد. سرپرستی فرزندان، به ترتیب به عهده پدر، مادر، جد پدری، جد مادری، جده پدری، جده مادری، وصی، و قیّم واگذار می‌ شود.
ماده 205
ماده 205 ـ موصی حق رجوع از وصیت و تنظیم وصیت ‌نامه جدید را دارا می ‌باشد. در صورت تغییر و تعدّد وصیت ‌نامه ‌ها، آخرین وصیت‌ نامه نافذ و معتبر خواهد بود.
ماده 259
ماده 259 ـ در صورت بروز اختلاف درباره تاریخ انعقاد نطفه، امارات قانونی که برای اثبات نسب مقرر گردیده، رعایت خواهد شد.
ماده 12
ماده 12 ـ نکاح دختران قبل از رسیدن به سن 18 سال تمام خورشیدی، و پسران قبل از رسیدن به سن 20 سال تمام خورشیدی، ممنوع است. ولی در موارد استثنایی که مصالحی اقتضا نماید، کلیسا می ‌تواند با معافیت از شرط سن موافقت نماید، ولی به هیچ وجه به دختران کمتر از 16 سال تمام خورشیدی، و پسران کمتر از 18 سال تمام خورشیدی، اجازه ازدواج داده نخواهد شد.
ماده 135
ماده 135 ـ پدر، نماینده قانونی فرزندان صغیر و غیررشید خود بوده و در کلیه کارهای مادی و معنوی باید صرفه و صلاح فرزندان صغیر و غیررشید خود را مورد توجه قرار دهد.
ماده 206
ماده 206 ـ با توجه به حق مالکیت، هر شخص مسیحی پروتستان می ‌تواند تمام یا قسمتی از اموال و دارایی خود را به موجب وصیت ‌نامه، به هر کس که بخواهد، اعم از اشخاص حقیقی و یا حقوقی مانند کلیساها یا مؤسسات خیریه و عام ‌المنفعه، آموزشی و فرهنگی، بیمارستان‌ ها و نظایر اینها، تملیک نماید.
ماده 260
ماده 260 ـ هرگاه حمل، قبل از تولد یا بعد از تولد، در اثر ارتکاب جرم توسط سایر وراث یا موصی ‌لهم ساقط شود، اعم از اینکه عمل مجرمانه شخصاً توسط وراث یا موصی ‌لهم ارتکاب یافته یا با معاونت و تحریک آنها به وسیله اشخاص ثالث انجام گرفته باشد، ترکه به وارث یا وراث حمل تعلق خواهد گرفت، و در صورت صدور حکم مبنی بر محکومیت متهم یا متهمین، وراث یا موصی ‌لهم محکوم ‌علیه، از ارث محروم خواهند گردید.
ماده 13
ماده 13 ـ ازدواج دختر باکره، در هر سنی که باشد، با موافقت والدین امکان ‌پذیر خواهد بود. اگر در مورد موافقت یا مخالفت با ازدواج، بین دختر باکره و پدر یا مادر یا وصی یا قیم اختلافی بروز نماید، حل اختلاف به کلیسا ارجاع خواهد گردید و کلیسا پس از رسیدگی ‌های لازم و تحقیق از دختر و پدر و مادرش و مرد مورد نظر، تصمیم لازم را اتخاذ خواهد نمود. تصمیم کلیسا در این موارد، قطعی و لازم ‌الاجرا می ‌باشد.
ماده 136
ماده 136 ـ ولایت و سرپرستی پدر نسبت به فرزندان صغیر و غیررشید، حتی پس از انحلال عقد نکاح تا زمان احراز اهلیت و رسیدن فرزندان به سن قانونی ادامه خواهد داشت؛ مگر اینکه سرپرستـی و حضانـت فرزندان با گـواهی کلیسا و حکـم دادگاه به عهده مادر یا شخص دیگری واگذار شده ‌باشد.
ماده 207
ماده 207 ـ نظر به اصل حاکمیت اراده، هر شخص مسیحی پروتستان می ‌تواند یک یا چند نفر یا همه وراث خود را به علل مختلف، از جمله اعتیاد به مواد مخدر یا مشروبات الکلی (دائم‌ الخمربودن) یا قمار یا خیانت و مانند اینها، از تمام یا قسمتی از ارث خود محروم نماید. چنانچه محروم شده از ارث نسبت به تصمیم موصی اعتراض داشته باشد، می‌ تواند به دادگاه صالح مراجعه نماید.
فصل دوم
فصل دوم ـ سهم ‌الارث فرزندخوانده ماده 261 ـ فرزندخوانده از حیث وراثت، در حکم فرزندان حقیقی است و مانند سایر وراث درجه یک طبقه یک، هم از پدر و یا مادرخوانده که او را به فرزندی قبول کرده ‌اند و هم از پدر و مادر حقیقی خود ارث خواهد برد. در صورت فوت فرزندخوانده، وراث قانونی او یعنی همسر و فرزندانش قائم‌ مقام پدر یا مادر درگذشته خود شناخته خواهند گردید.
ماده 14
ماده 14 ـ هرگاه پدر و یا مادر و یا قیم یا وصی دختر باکره، بدون عذر و علت موجه از دادن اجازه خودداری نمایند، یا والدین در شهر و یا کشور محل سکونت دختر باکره حاضر نباشند، یا به هر علتی از علل (ازجمله حَجْر والدین) و جلب نظر موافق یا مخالف آنها با ازدواج دخترشان میسر نباشد، کلیسا قائم‌ مقام والدین بوده و پس از تحقیقات لازم، موافقت یا مخالفت خود را با ازدواج دختر باکره اعلام خواهد نمود. تصمیم کلیسا در این موارد، قطعی و لازم‌ الاجرا خواهد بود. تبصره یک ـ مفاد این ماده، در مورد دخترخوانده باکره نیز باید رعایت شود. تبصره دو ـ در صورتی که دختر باکره مسیحی، با وجود مخالفت کلیسا و یا والدین خود، برای اولین بار ازدواج کند، چنین ازدواجی غیرنافذ می ‌باشد. در این مورد، کلیسا یا پدر و یا مادر دختر، حق تقاضای فسخ این ازدواج را از دادگاه خواهند داشت.
ماده 137
ماده 137 ـ نظارت در تعلیم و تربیت و معاشرت و رفتار و رشد اخلاقی و روحانی فرزندان و تأمین سلامت جسمانی و روانی و دینی آنها، وظیفه مشترک والدین می‌ باشد. تبصره یک ـ فرزندان مکلف‌ اند والدین خود را از صمیم قلب دوست داشته، مطیع آنها بوده، و با ادب و احتـرام با آنها رفتار نمـوده، مرتباً به دیدار آنها رفته و آماده خدمـت به آنها باشند. وظیفه فرزندی ایجاب می‌نماید که در زمان پیری یا بیماری والدین، فرزندان از پدر و یا مادر پیر و بیمار خود مواظبت و نگهداری کرده و در صورت نیاز مالی، هزینه زندگی و درمان آنها را پرداخت نمایند.
ماده 208
ماده 208 ـ اعضای کلیساهای پروتستان حق ندارند فرزندان صغیر یا ورثه صغیر یا محجور خود را از ارث محروم، یا سهم‌ الارث آنها را تقلیل دهند.
ماده 262
ماده 262 ـ در صورتی که فرزندخوانده ازدواج نکرده و فرزندی نداشته باشد، پس از فوت، ترکه او متساویاً بین والدین حقیقی و پدرخوانده و مادرخوانده ‌اش تقسیم خواهد گردید.
فصل دوم
فصل دوم ـ ارجاع به داوری ماده 86 ـ در صورت عدم موفقیت کلیسا یا کمیته کلیسایی در ایجاد صلح و سازش بین زوجین، حل اختلاف به هیأت داوری ارجاع خواهد گردید.
ماده 138
ماده 138 ـ در صورت بیماری یا حَجر یا حبس یا سفر طولانی یا ورشکست شدن یا پیری یا ناتوانی یا عدم شایستگی یا خودداری پدر از انجام وظیفة سرپرستی، در صورت احراز صلاحیت مادر، دادگاه با گواهی و پیشنهاد کلیسا، مادر فرزندان صغیر و غیررشید را به سرپرستی آنها تعیین خواهد کرد.
ماده 209
ماده 209 ـ اگر کسی برای انتفاع ورثه یا موصی‌ لهم یا افراد ذی‌ نفع در وصیت یا علل دیگر، مانند وصول حق بیمه و نظایر آن، به قصد خودکشی، خود را مجروح یا مسموم کند، یا مرتکب اعمال مشابهی شود و پس از آن وصیت نماید، آن وصیت، در صورت مرگ موصی باطل و در صورت زنده ماندن موصی، نافذ و معتبر خواهد بود.
فصل سوم
فصل سوم ـ سهم ‌الارث غایب مفقودالاثر ماده 263 ـ اگر بین وراث، غایب مفقودالاثری باشد، سهم‌ الارث او کنار گذاشته می‌ شود تا حال او معلوم شود. در صورتی که محقق شود که قبل از مورث خود مرده است، سهم‌ الارث او بین وراث او تقسیم می ‌شود، و در صورت زنده بودن، به خودش داده خواهد شد.
ماده 16
ماده 16 ـ محارم هر شخص عبارت ‌اند از: پدر، مادر، اجداد پدری، اجداد مادری، خواهران، برادران، اعم از تنی یا ناتنی یا رضاعی و فرزندان خواهران و برادران، فرزندان و نواده‌ های هر شخص، مادرزن، پدرشوهر، دایی، خاله، عمه، عمو.
ماده 139
ماده 139 ـ پس از رسیدن به سن قانونی و احراز اهلیت، فرزندان صغیر و غیررشید از تحت سرپرستی پدر یا مادر یا وصی یا قیم خارج خواهند شد.
فصل دوم
فصل دوم ـ موصی ‌له ماده 210 ـ موصی ‌له، یعنی کسی که طبق وصیت، مالی مجاناً به او تملیک گردیده، باید زنده و موجود بوده و برای تملک مال مورد وصیت، اهلیت تمتع داشته باشد.
ماده 264
ماده 264 ـ غایب مفقودالاثر کسی است که از غیبت او مدت مدیدی گذشته و برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد. در صورت مجهول بودن تاریخ فوت غایب مفقودالاثر، دادگاه صالح بنا به درخواست وراث یا افراد ذی‌ نفع در ترکه، پس از رسیدگی، تاریخ فوت فرضی یعنی تاریخی را که فوت او در آن تاریخ محقق بوده، تعیین خواهد کرد.
ماده 17
ماده 17 ـ با توجه به اینکه طبق سنت‌ های کلیسایی و بررسی‌ های خانوادگی و تحقیقات علمی، ازدواج عموزاده‌ ها، عمه ‌زاده‌ ها، خاله ‌زاده‌ ها و دایی ‌زاده ‌ها با یکدیگر، در بعضی موارد در سلامت جسمانی و روانی فرزندان آنها اثرات نامساعد و نامطلوبی خواهد داشت، بنابراین ازدواج بین فرزندان عموها، عمه ‌ها، خاله‌ ها و دایی ها با یکدیگر به طور خلاصه ازدواج‌ بین خویشاوندان طبقه‌ های یک و دو و سه از هر درجه که باشد، مقرون به‌ مصلحت نمی ‌باشد.
باب سوم ـ قیمومت ماده 140 …
باب سوم ـ قیمومت ماده 140 ـ هرگاه ولیّ قهری یا سرپرست خانواده فوت کند یا به سبب بیماری، ضعف پیری، مسافرت یا حبس یا علل مشابه نتـواند وظیفـه سرپرستی را انجـام دهد، یا به سبب قصور یا تقصیر یا خیانت در امانت یا کلاهبرداری یا اختلاس یا ارتکاب جرم‌ های مشابه از او سلب صلاحیت شود، برای فرزند یا فرزندان محجور خانواده، یعنی صغیر، غیررشید، مجنون، از طـرف کلیسا یا کمیـته کلیسایی، یک یا چند نفرمشخص نمـوده و به دادستان معرفی می‌ نماید تا از طـریق دادگاه صلاحیتدار یکی از آنـها را بر حسب مورد به سمت قیّم یا امین منصوب نماید. تبصره یک ـ هر عضو کلیساهای پروتستان که سن او کمتر از هجده سال تمام خورشیدی باشد، صغیر شناخته می ‌شود. تبصره دو ـ هر عضو کلیساهای پروتستان که اهلیت قانونی برای تصرف در اموال و حقوق مالی خود را نداشته باشد، غیررشید شناخته می ‌شود. تبصره سه ـ مجنون کسی است که پس از معاینات و آزمایشات لازم توسط پزشک متخصص مورد اعتماد کلیسا، مجنون تشخیص داده شود و حکم جنون او از طرف دادگاه صادر شده ‌باشد.
ماده 211
ماده 211 ـ هر شخص حقوقی و یا حقیقی، اعم از صغیر یا کبیر، ممکن است موصی ‌له قرار داده شود.
ماده 265
ماده 265 ـ اموال غایب مفقودالاثر تقسیم نمی ‌شود، مگر پس از تحقق و ثبوت فوت یا صدور حکم فوت فرضی او از طرف دادگاه صلاحیت ‌دار قانونی. در این مورد، اموال غایب بین وراثی که در تاریخ فوت واقعی یا فرضی او زنده بوده ‌اند، تقسیم خواهد گردید. اگر یک یا چند نفر از وراث حین‌ الفوت غایب، بعد از او درگذشته باشند، وارثین آنها قائم ‌مقام پدر یا مادر متوفی خود خواهند بود.
ماده 18
ماده 18 ـ هر مرد یا زن مسیحی پروتستان، تحت هر شرایط و در هر زمان، می‌ تواند فقط یک همسر داشته باشد. بنابراین، تعدد زوجات یا تعدد ازدواج (چند زن یا چند شوهر داشتن)، یعنی ازدواج مرد مسیحی با زن دوم یا بیشتر و ازدواج زن مسیحی با شوهر دوم یا بیشتر در زمان واحد، باطل و مردود می‌ باشد.
ماده 141
ماده 141 ـ در صـورت وجود افراد مَحجـور در خانوادة بدون سـرپرست، کلیسا یا کمیتة کلیسایی با احراز صلاحیت، به ترتیب مادر، جد پدری، جد مادری، جده پدری، جـده مادری، یا یکی از خویشـاوندان امین و متـدین محجور یا محجورین را به سمـت قیّم مشخص و برای صدور حکم از طرف دادگاه صلاحیتدار به دادسـرا معرفی می ‌نماید.
ماده 212
ماده 212 ـ حملی که در رحم مادر است، موجودی زنده تلقی می ‌گردد و می ‌تواند موصی ‌له قرارگیرد؛ مشروط بر اینکه زنده متولد شود، حتی اگر پس از چند لحظه فوت کند.
ماده 266
ماده 266 ـ هرگاه یک یا چند نفر از وارثین غایب مفقود‌الاثر، قبل از صدور حکم موت فرضی، از دادگاه درخواست نمایند که اموال غایب در اختیار آنها قرار داده شود، در این مورد، دادگاه دستور تحویل و تصرّف اموال غایب به آنها را صادر خواهد کرد؛ مشروط بر اینکه از تاریخ غیبت و آخرین خبر از غایب، حداقل دو سال تمام گذشته باشد و درخواست ‌کنندگان تضمینات کافی و یا ضامن معتبری را معرفی نمایند تا در صورت مراجعت غایب یا در صورتی که اشخاص ثالث، حقی بر اموال او داشته باشند، از عهدة اموال یا حقوق اشخاص ثالث برآیند. تضمینات مزبور تا موقع صدور حکم موت فرضی غایب، باقی خواهد ماند.
ماده 19
ماده 19 ـ ازدواج بـا مرد زن ‌دار یا زن شـوهردار، یـا ازدواج غیـردائم، ممنـوع و باطل است.
ماده 142
ماده 142 ـ کلیسا یا کمیتة کلیسایی می‌ توانند برای یک مَحجور، در صورت لزوم، چند قیّم انتخاب یا بالعکس می ‌توانند برای چند محجور، متناسب با کمیت و کیفیت کار، یک نفر را به سمت قیّم مشخص نموده و جهت صدور حکم در دادگاه صلاحیتدار به دادستان معرفی ‌نماید.
ماده 213
ماده 213 ـ هرگاه حمل، در اثر ارتکاب جرم توسط وراث یا موصی‌ لهم ساقط شود، خواه بالمباشره، خواه به تسبیب، مال مورد وصیت به وراث او تعلق ‌پذیر خواهد بود، و موصی ‌لهم و وراثی که مرتکب جرم شده‌ اند، از تملک مال مورد وصیت، محروم خواهند گردید.
ماده 267
ماده 267 ـ اگر غایب مفقودالاثر بعد از صدور حکم موت فرضی پیدا شده و به اقامتگاه خود مراجعت نماید، کسانی که اموال او را تصرّف کرده ‌اند، باید آنچه را که از اموال منقول یا غیرمنقول یا عوض یا منافع اموال مزبور در موقع پیدا شدن غایب موجود می ‌باشد، مسترد دارند، و در صورت افراط یا تفریط یا تعدّی یا تجاوز، باید خسارات وارده را جبران نمایند.
ماده 20
ماده 20 ـ ازدواج و طلاق اشخاص دیوانه یا مختل ‌المشاعر یا اشخاصی که به‌ بیماریهای مسری یا درمان‌ ناپذیر مبتلا می‌ باشند، تا زمانی که به گواهی پزشک مورد اعتماد کلیسا معالجه نشده ‌اند، ممنوع می ‌باشد. تبصره ـ ازدواج و طلاق اشخاص مختل ‌المشاعر یا دیوانه، در صورت صلاحدید پدر یا مادر یا وصی یا قیم آنها، با گواهی و موافقت پزشک مورد اعتماد و موافقت کلیسا، امکان پذیر خواهد بود.
ماده 143
ماده 143 ـ کلیسا یا کمیته کلیسایی می ‌توانند یک یا چند ناظر را برای نظارت در کار قیّم‌ ها مشخص نموده و جهت صدور حکم در دادگاه صلاحیتدار به دادستان معرفی نماید.
ماده 214
ماده 214 ـ اجرای مفاد وصیت‌ نامه، در صورتی امکان ‌پذیر خواهد بود که موصی‌ له یا موصی ‌لهم، قبولی خود را پس از مرگ موصی اعلام نمایند.
فصل چهارم
فصل چهارم ـ موانع ارث ماده 268 ـ قتل از موانع ارث است، بنابراین شخصی که مورّث خود را عمداً به قتل برساند، از ارث او ممنوع می ‌شود؛ اعم از اینکه قتل به وسیله شخص وارث انجام گرفته باشد، یا به تحریک و معاونت وارث، به تنهایی صورت گرفته باشد، یا با کمک و شرکت شخص یا اشخاص دیگر.